خرید بک لینک

از مارتیک خواننده که اصالتا از ارامنه بختیاری و بزرگ شده آبادان است پرسیدند چه آرزویی داری؟! گفت من همه چیز دارم خونه ماشین زندگی خوب ولی فقط یه آرزو دار آرزوم اینه برگردم ایران از آبادان با یک ماشین شروع کار به سفر کنم و تمام روستاها و شهرهای دور ایران را بگردم این نهایت آرزوی کسی است که نیم قرن است در سرزمین پر زرق و برق و پوشالی یانکی ها زندگی کرده که آن را بهشت رویایی می نامند و مدام از رویای آمریکایی دم می زنند صد افسوس که اغلب ما قدر داشته هایمان را نمی

برچسب: نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: شنبه 21 شهريور 1405 ساعت: 21:10

چقدر غروب آفتاب زیبا و با شکوه است

در ایوان طبقه چهارم نشسته ام و بنا به عادتی دیرینه محو شدن خورشید را در افق تماشامی کنم چقدر غروب آفتاب زیبا و با شکوه است و زندگی چه انداره لذت بخش است! ولی افسوس که بیماری و پیری و مرگ هر لحظه در کمین آدمی نشسته اند تا طعم شیرین زندگی را در کام ما تلخ کنند دشمنان طبیعی انسان و جنگ ویرانگر که این یکی نه عاملی طبیعی بلکه دشمنی خود ساخته و برآمده از حماقت های بشریست.

برچسب: نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: شنبه 21 شهريور 1405 ساعت: 21:10

زندگی موهبتی بی همتاست! حس بودن و زندگی کردن جاذبه زیادی دارد در شگفتم که چگونه کسی می تواند آنقدر بی احساس باشد که چنین قدرتی را حس نکند؟! کشش و جاذبه های زندگی بقدری قدرتمندند که حتی با تمام تلخکامی ها و غمهایش ما را عاشق زندگی می کنند. انسانی که روان سالمی دارد و سرزنده است حتی در تاریک ترین لحظه های زندگی از جستجوی روشنایی نا امید نمی شود. سیاه ترین شبها بدنبال خود صبحی روشن دارند. قدر روزهای زندگی را بدانیم زندگی موهبتی بی همتاست.

برچسب: نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: شنبه 21 شهريور 1405 ساعت: 21:10

مُعلَم mo-lam نقش و نگار هم ریشه عَلم = نقش و نشان دیبا= پارچه حریر دیبای معلم= حریر دارای نقش و نگار زیبا که معمولا جامه ای بوده که طبقه اشراف و ثروتمندان به تن می کردند و سعدی در جایی می گوید عروس زشت ، زیبا چون توان بود؟! وگر بر خود کند دیبای مُعلَم!! یعنی عروسی که زشت است با هزار آرایش و بزک و دوز و لباس حریر نقش دار به تن کردن زیبا نمی شود! بقول حافظ زیبایی باید ذاتی و خدادادی باشد دلقریبان نباتی همه زیور بستند دلبرماست که با حسن خداداد آمد! در حکایت

برچسب: نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: شنبه 21 شهريور 1405 ساعت: 21:10

سالها پیش در یک روز داغ و شرجی تابستان ممکو قبل از رفتن به استخر یکی از بطری های شیشه ای مأالشعیر را در قسمت فریزر یخچال گذاشتم تا موقع برگشتن از استخر و سونا که عطش زیادی دارم این نوشیدنی خنک و تگری را بنوشم از آنجائیکه گاهی حواسم پرت است فراموش کردم سراغ آن بطری بروم. مختصر شامی خوردم و بدلیل خستگی شدید خوایم برد نیمه های شب با صدای انفجار مانندی از خواب بیدار شدم. متوجه نشد علت صدا چه بوده؟! دوباره خوابیدم روز بعد وقتی بطور اتفاقی فریزر را باز کردم

برچسب: نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: شنبه 21 شهريور 1405 ساعت: 21:10

ماهی صبور و باقی قضایا! جمعه بود و هوا گرم و شرجی و بیاد ظهرهای داغ تابستان و ماهی صبورهای خرمشهر افتادم. مادرم با دقت حشو را آماده می کرد و در داخل ماهی صبور می گذاشت اون روزها ماهی صبور کیلویی یه میلیون.. دو میلیون نبود! اصلا کیلویی نبود! صبور رو جفتی می فروختند! و چقدر ارزان بود جفتی یه تومن! شاید بخاطر همین بود که کسی اعتراض نمی کرد چرا حتما باید یه جفت ماهی بخرم؟! رایحه حشو با گشنیز و شنبلیه و تمر هندی و سیر کوبیده واقعا فراموش نشدنی است! و ماهی ها که

برچسب: نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: شنبه 21 شهريور 1405 ساعت: 21:10

رهایی های سه گانه! رها کردن سموم بدن عرق کردن برای بدن مفید است سموم بدن را دفع کرده و پوست را شاداب تمیز می کند. یکی از بهترین روش های تحریک عرق کردن رفتن به سوناست سونای خشک در این مورد بهتر از سونای بخار است عرق کردن در سونا با عرق کردن هنگام کار و ورزش سنگین تفاوت دارد در سونا دمای بدن بالا می رود و سیستم ایمنی بدن تقویت می شود. باور بر این است که عرق کردن می‌تواند به دفع بخشی از فلزات سنگین مثل کادمیوم، آرسنیک و سرب کمک کند.

برچسب: نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: شنبه 21 شهريور 1405 ساعت: 21:10

گاو بنفش (Purple cow) ایده‌‌های ناب و غیرتکراری مانند انتشار ویروس است که بین افراد پخش می‌شود. خاص‌بودن ایده محصول یا کسب‌وکار شما سازوکاری مشابه با انتشار ویروس دارد و از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود. ست گادین این افراد را به «عطسه‌کنندگان» تشبیه کرده است. یعنی مشتریان یک کسب‌وکار می توانند توجه افراد تازه را به محصولات جلب کنند. زمانی که کسب‌وکار شما محصولی نوآور یا خدمات خلاقانه‌ای را به بازار هدف ارائه می‌کند، مشتریان کار بازاریابی و تبلیغات را

برچسب: نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: شنبه 21 شهريور 1405 ساعت: 21:10

گرما و خانوم ها سه عامل نوع هورمون ها میزان غدد عرق و درصد چربی در خانوم ها که بیشتر است باعث می شود بدن زنان مثل مردان در برابر گرما پاسخ ندهد. در زنها قبل از پریود پروژسترون بالا می رود و درجه حرارت بدن نیم درجه بالا می رود در یائسگی این تنظیم از بین می رود درجه عرق کردن زنها بخاطر چربی بیشتر فرق می کند زن ها دیرتر عرق می کنند نابرابری های اجتماعی وقت برای باد زدن خودشون ندارند!! اول بچه رو باد می زنن سن خانوم ها از مردان بیشتر عمر می کنند و زوال عقل

برچسب: نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: شنبه 21 شهريور 1405 ساعت: 21:10

من همیشه تو زندگی مسیر خودم رو دنبال کردم و کار خودم رو کردم. یعنی هر جا حس کردم کاری درسته همون رو بی تردید انجام دادم ولو اینکه به ضرر خودم تموم شده باشه!هر جا لازم بوده به بقیه خوبی و کمک کردم .. دست افتاده ها رو گرفتم با همون بضاعت اندکی که داشتم حتی گاهی برای کسانی کارهایی انجام دادم که خودشون از این کار خوب اطلاع هم نداشتندآخه قرار نیست همیشه دیگران بدونند چه کار هایی براشون انجام دادی ... از اون مهمتر قرار نیست در ازای خوبی که کردی انتظار تلافی کردن متقابل داشته باشی!ارتباط ما با دیگران همیشه که تجارت و معامله و نون قرض دادن که نیست!طی این سالهای طولانی فهمیدم اگه حتی هزاران کار خوب در حق دیگران انجام دادم که بازخوردی نداشته مهم نیست چون فقط و فقط برای دل خودم بوده و حس خوبی که از انجامش گرفتم. گاهی دلم برای خودم می سوزه ...ولی همیشه باور داشتن فقط باید به خودم تکیه کنم...تا جایی که می تونم روی پای خودم بایستم ...از همه مهمتر باید حال خودم خوب باشهحرف مردم خیلی مهم نیست.از " دیگران " نباید" انتظار داشت! حتی نزدیکترین کسانتراستش باور کنید یا نه ؟ سالهاست که هیچ انتظاری از احدی ندارم و به همین خاطر نه آزرده خاطر میشم و نه غمگین . به گفته استاد سخن عمل میکنم نیکی می کنم و در دریا می اندازم و مطمئنم که خدا کائنات ، کارما یا هر اسم دیگه ای که روش می ذارین نتیجه این نیکی هه رو در بیابانی برهوت و در جایی که اصلا انتظارش رو ندارم بهم پس میده. این حرفی بود که دیروز به فرشته خانوم گفتم که بسیار آزرده خاطر بود که چرا پاسخ خوبی هایی رو کرده آنگونه که بایسته و شایسته است دریافت نکرده ؟! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1403 ساعت: 13:52

درازای شاه خانم،'>خانم، به پهنای ماه خانم!ماجرا از این قرار است که خانواده ای برای پسرشان به خواستگاری دختری رفتند. در جلسه خواستگاری خانواده دختر مدام از خوبی ها و ویژگی های عروس خانم حرف می زدند. در این میان یکی از اعضای خانواده داماد که خواست جلوی این همه تعریف ودتمجید را گرفته وعیبی روی عروس بگذارد گفت: دختر شما شاه خانم خیلی بلند قد و دراز است! خانواده عروس هم که می خواستند پاسخی دندان شکن بدهند هر چه فکر کردند دیدند که داماد هیچ عیبی و ایرادی ندارد...ناگهان چشمشان به خواهر داماد، ماه خانم، افتاد که چاق و پهن و کوتوله بود!این بود که گفتند: دختر شما ماه خانم هم خیلی پهن و کوتاه قد است.به این ترتیب مجلس خواستگاری داشت به هم می خورد در میان یکی که عاقل تر بود خنده ای کرد و گفت: «درازای شاه خانم به پهنای ماه خانم!»و مسئله رو رفع و رجوع کرد. این ضرب المثل این روزها برای دلال ها و واسطه ها که سعی می کنند عیب و ایراد های جنس را بپوشانند و سر هر دو طرف معامله (خریدار و فروشنده) کلاه بگذارند تا به سود و حق دلالی خودشان برسند خیلی کاربرد دارد. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 20:50

وقتی داشتم آبش رو عوض می کردم از توی تنگ بلور پرید بیرون و افتاد تو سینک ظرفشویی.داشت دست و پا می زد و نمی تونستم برش گردونم توی تنک !دیگه داشت جون میداد که بالاخره گرفتمش و انداختمش تو آب و هنوزم زنده استو داره برای خودش تو آب چرخ میزنه!قبلا هم چند بار این اتفاق براش افتاده بود و نجات پیدا کرده بود. یادم اومد که سرنوشت منم چقدر شبیه این ماهی سرخ کوچولو بوده.جایی که داشتم تموم میشدم ... فرشته ی مرگ دقیقاً همین کار رو باهام کرده و منو دوباره برگردونده بود وهنوزم زنده ام.☺️ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 20:50

شاد بودن هنر استشادکردن هنری والاتر!فرهنگایران از زمان باستان همواره در پی یافتن شادی های زندگی بوده است یک نمونه عزاداری در این فرهنگ دیده نمی شود. جشن هایی چون نوروز - تیرگان- مهرگان - سپندارمزدان - جش شب چله و یلدا و بسیاری آیین ها که فراموش شده اند نشانگر این فرهنگ شاد زیستن است. دست از غم و قصه خوردن بردارید. استرس و اضطراب و غم و قصه منشاء بسیاری بیماریها و از جمله فشار خون و سرطان است.چند راهکار سادهیاد بگیرید که از همه زیبائیهای ساده اطرافمان لذت ببریدآسمان زیبا و ابی با لکه های ابر سفید دیدن یک فیلم جذاب یا حتی دیدار یک دوست خوب هم می تواند براحتی انسان را شاد کند.به آنچه خود دارید شاد باشیدسعی کنید از هر آنچه در شرایط موجود درراختیار دارید لذت ببرید به داشته هایتان فکر کنید نه آنچه ندارید!بیاد داشنه باشید که همه چیز را همگان دارند و هر فردی بهرحال کمبودهایی در زندگی روزمره اش دارد همه کم و بیش اندوهایی دارند که با شادی زندگی آمیخته شده است . هنر آن است که آن شادی ها را پیدا کنیم و در شرایط دشوار هم بخندیم.بدنبال راضی کردن همه نباشید ! این کار غیر ممکن است نگذارید سرزنش ها و انتقادهای دیگران شما را نگران کندنگذارید اطرافیان شما برایتان تعیبن تکلیف کرده و معیارهایتان را تعیین کنند، همواره خودتان باشید فریب و ظاهرسازی را کنار بگذارید این نمایش دادنها مانع شاد شدن شما می شوند.ببینیدراز چه کارهای مفیدی لذت می برید همانها را انجام دهید.اینکه همواره حسرت زندگی دیگرات را بخورید یا پر از نفرت و حسادت باشید باعث می شود شادی از زندگی شما فرار کند و ذهن اتان مسموم شود.به آنچه علاقه دارید سرگرم شوید اگر اهل استخر و شنا هستید هفته ای چند بار این کار را انجام دهید اگر اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 20:50

روز خوبی داشته باشین آقا !!مرد میانسالی وارد نمایشگاه اتومبیل شد. BMW آخرین مدلی را دیده و پسندیده بود؛ پس قیمت آن را پرداخت و سوار بر اتومبیل تندروی خود شد و از نمایشگاه بیرون آمد. قدری راند و از شتاب اتومبیل لذّت برد. وارد بزرگراه شد و قدری بر سرعت اتومبیل افزود. کروکی اتومبیل را پایین داد تا باد به صورتش بخورد و لذّت بیشتری ببرد. چند تار مو بالای سرش در تب و تاب بود و با حرکت باد به این سوی و آن سوی میرفت. پای را بر پدال گاز فشرد و اتومبیل گویی پرندهای بود رها شده از قفس. سرعت به ١٦٠ کیلومتر در ساعت رسید مرد به اوج هیجان رسیده بود. نگاهی به آینه انداخت.دید اتومبیل پلیس به سرعت در پی او میآید و چراغ گردانش را روشن کرده و صدای آژیرش را نیز به اوج فلک رسانده است. مرد اندکی مردّد ماند که از سرعت بکاهد یا فرار را بر قرار ترجیح دهد. لَختی اندیشید. سپس برای آن که قدرت و سرعت اتومبیلش را بیازماید یا به رخ پلیس بکشد بر سرعتش افزود. به ١٨٠ رسید و سپس ٢٠٠ را پشت سر گذاشت، از ٢٢٠ گذشت و به ٢٤٠ رسید. اتومبیل پلیس از نظر پنهان شد و او دانست که پلیس را مغلوب کرده است. ناگهان به خود آمد و گفت، "مرا چه میشود که در این سنّ و سال با این سرعت میرانم؟ بهتر است بایستم تا پلیس بیاید و بدانم چه میخواهد؟! از سرعتش کاست و سپس در کنار جادّه منتظر ایستاد تا پلیس برسد. اتومبیل پلیس آمد و پشت سرش توقّف کرد. افسر پلیس به سوی او آمد، نگاهی به ساعتش انداخت و گفت، "ده دقیقه دیگر وقت خدمتم تمام است. امروز جمعه است و قصد دارم برای تعطیلات چند روزی به مرخّصی بروم. سرعتت آنقدر بود که تا به حال نه دیده بودم و نه شنیده بودم. خصوصا اینکه به هشدار من توجهی نکردی و وقتی منو پشت سرت دیدی سرعتت رو بیشتر و بیشتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: جمعه 31 فروردين 1403 ساعت: 18:52

گل آفتابگردان ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: جمعه 31 فروردين 1403 ساعت: 18:52

صفحه بندی